تبليغاتX
هفت شهر عشق

    follow me on Twitter




    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام نازنینم!

    انگار به ندیدنت عادت كردیم! عادت كردیم؟؟؟؟؟؟؟ واقعا عادت كردیم؟؟؟؟ نمی‌دانم!

    می‌گویند وقتی می‌آیید كه همه از آمدنتان نا امید شده‌اند. راستی مولا چیزی به نیمه رجب نمانده. آیا امسال چشممان به دیدنتان منور خواهد شد؟؟؟ كسی چه می‌داند؟

    پای پیاده مـی‌رود قافـله نـگاه من

    تابرسدبه‌چشم‌توای‌مه‌شامگاه‌من

    هزارحرف‌گفتنی دارم‌و دم‌نمی‌زنم

    كاش‌خودت‌بخوانی‌از ‌پنجره‌نگاه‌من

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    توضیح واضحات


    1- از نقد خوب یه آشنای مهربان تشكر می‌كنم. حقیقتا هنوز نشناختم!!! در مورد مطالبی هم كه فرمودید سعی می‌كنم در اسرع وقت كد مذكور رو به انتهای قالب منتقل كنم كه دیرتر باز شه!! اما اجازه بدید برش ندارم!!!

    2- شرمنده خیلی از عزیزان هستم كه هنوز فرصت نكردم به اون عده كه از اول تیر كلیك رنجه كردند پاسخ بدم.

    3- در مورد مراقبات ماه رجب هم فراموش كردم هفته پیش لینك بدم. این هفته قضاش رو به جا میارم.

    4- این روزها، روزهای قشنگیه. تو دعاهاتون فراموشمون نكنید به خصوص اون عده كه برای اعتكاف ثبت نام كرده‌اند.

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ یه آشنای گرامی، آقا علیرضا، آشنای ‌غریب مهربان، منتظر خوبم، آقای قرینه بزرگوار٬ برادر کوچکتر گرامی، آقا رضا و آقا امیر عطا. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 17:1  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام آقای من!

    شرمنده‌ام مولا. روزمره‌گیها، دنیایم را آلوده‌ كرده و مرا از نازنینی چون شما دور ساخته. گم شده‌ام آقا... یا فارس الحجاز، یا اباصالح المهدی... ادركنی ادركنی ادركنی.... الساعه الساعه الساعه .... العجل العجل العجل....

    دلتنـگ بـا تـو بودنـم امـا نمی‌شـود               بغضی‌نشسته‌توی‌دلم ‌وانمی‌شود

    هی‌فکرمی‌کنم‌که‌غزل‌دست‌و‌پاکنم                دستم به احتـرام قلم پا نمی‌شـود

    حكایت، حكایت من است مولا! هی فكر می‌كنم كه غزل دست و پا كنم اما افسوس كه دستم به احترام قلم پا نمی‌شود! ........

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقا سیدمحسن، آقای راهنما بزرگوار، زینب خانم، آقای عبادی گرامی٬ آقای خانگل‌زاده بزگوار، آقا علیرضا، غریب آشنای مهربان، آقای قرینه گرامی٬ ماری عزیز، پر پرواز، برادر کوچکتر گرامی، آقا سامی، منتظر خوبم، ورودی 84 مهربانم٬ نوای دل گرامی و عاشق یاس. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:0  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام نازنینم!

    فدای مهربانیتان مولا ... ممنونم......

    برایتان عاشقانه‌ایی از حافظ دارم كه حتم دارم خود انتخاب كرده بودی.

    هزار دشمنم ‌ار می‌كنند‌قصد هلاك               گرم تو دوستی‌ازدشمنان ندارم‌باك

    مرا امیــد وصـال تـو زنـده مــی‌دارد                وگرنه‌هردمم‌ازهجرتوست ‌بیم‌هلاك

    نفس‌نفس اگر از باد نشنوم بویش               زمان‌زمان‌چوگل‌ازغم‌كنم‌گریبان‌چاك

    اگر تو زخم‌زنی به‌كه دیگری مرهم                وگر تو زهر‌دهی به‌كه دیگری تریاك

    تـرا چنانـكه تویی هر نظر كجا بیند                بقدردانش خود هركسی كند‌ادراك

    بچشم خلق عزیزجهان شودحافظ

    كه‌بردر تونهد روی مسكنت بر خاك

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    توضیح واضحات


    توضیح واضحات ندارم!

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقا سیدمحسن، صهبای صفا، منتظر خوبم، آقا مسعود، آقای راهنما، آقای قرینه بزرگوار٬ هدهدصبای مهربان، آقای دکتر بوترابی همیشه خندان٬ کبوتر بین الحرمین، آقا سامی و آقای جوان. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 18:26  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام مهربان مولاي من!

    اين روزها رنگ آواز گرفتم و امروز بيشتر....

     

    ...

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    توضیح واضحات


    1 – يه وقتايي چند عامل با هم دست به دست هم مي‌دن و شرايط خاصي رو برا آدم درست مي‌كنن. از عوامل كاري و اجتماعي و سياسي و فرهنگي و ... بگير تا دغدغه‌هاي شخصي. مدتيه خيلي بهم ريختم. تلاش كردم به اينجا نرسم اما نشد. اگر تلخي و تندي تو اين مدت ازم ديديد حلال كنيد.

    2 – حدود يك ماهي‌ست به شما دوستان خوبم سر نزدم. هرچند گه گاهي تك و به ندرت كامنتي برا تعداد محدودي از شما گذاشتم اما خودم رو راضي نكرد پس حتما شما رو هم راضي نكرده. باور كنيد به ياد تك تك شما هستم.

    3 – يه چيزي مي‌خواستم بگم اما يادم رفت! اينجا رو مي‌زارم اگه يادم اومد مي‌نويسم!!!

    4 – آهان!! تا يادم نرفته بگم چند تا از عكسهاي سفر مشهد رو هم اينجا گذاشتم. خواستيد ببينيد!! اما گفته باشم از حرم عكسي ندارم!! بازم يادآوري مي‌كنم با موبايل گرفتم انتظار عكس مدرن و ديجيتالي نداشته باشيد!!!!

    1(۴ تصویر در انتهای صفحه) و 2 (۲ تصویر در ابتدای صفحه)

      5 – به اين وبلاگ هم يه سر بزنيد. بنده خدا صاحب وبلاگ كار ثوابي رو شروع كرده اما....

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقای پروانه مهاجر، برادر خوب و مهربانم آقا سیدمحسن، هدهدصبای مهربان، آقا سامی عزيز٬ آقای جوان گرامی، منتظر خوبم، آقا هژیر٬ ماری عزیزم، آقاي نعمت اللهی٬ آقا علی، س- زارعی، عاطفه خانم و آقاي کاظمی. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 17:35  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام آقای من!

    نمی‌دونم از كجا شروع كنم. راستش اومده بودم فقط عرض سلامی بكنم و برم. اما روایتی به دستم رسید كه ترجیح می‌دم لینكش رو بزارم. هیچ حرفی به نظرم نمیا‌د الا این كه:

    این المضطر الذی یجاب اذا دعی؟؟؟؟

    ...

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    توضیح واضحات


    1 – همینقدر بگم كه اگر به خودم بود حالا حالاها نمی‌او‌مدم!

    2 – نایب الزیاره همه شما دوستان بودم.

    3 – ازم نخواهید در مورد این سفر چیزی بنویسم. ترجیح می‌دم سكوت كنم.

    4 – می‌گن هر گلی یه بویی داره اما ... بوی یاس یه چیز‌دیگه‌است و مدینه...

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقای پروانه مهاجر، برادر خوب و مهربانم آقای سیدمحسن، محب ‌اهل ‌بیت٬ ماری عزیز، آقای قرینه بزرگوار٬ منتظر خوبم، یاس کبود٬ آقای هیچ عزیز، آقای جوان گرامی، هاتف٬ برادر کوچکتر عزیز، هدهدصبای مهربان، آقا سامی گرامی٬ آقا حسن٬ آقا یاشار٬ آقا علی و حضور بزرگوار. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:31  توسط آمون  |