تبليغاتX
هفت شهر عشق

    follow me on Twitter




    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام مهربانم!

    به یاد قدیمترها رفتم سراغ كتاب رستاخیز جان شهید آوینی. دوباره خیلی چیزها به یادم آمد.... آوینی می‌گفت: بشر امروز خود را گم كرده است و هر چه هست همین گمگشتگی است كه در آثارش محاكات می‌شود. شعرش شعر گمگشتگی و موسیقی‌اش نوای گمگشتگی. در داستانها نیز همین گمگشتگی را حكایت می‌كند بی‌آنكه خود بر آن آگاه باشد.....

    راست می‌گفت. همین دویدن‌ها و نرسیدن‌ها، فریاد زدن‌ها و نشنیدن‌ها، نزدیك دیدن‌ها و دور بودن‌ها، دور دیدن‌ها و نزدیك بودن‌ها.... همه اینها محصول همان گمگشتگی است. خودمان را گم كرده‌ایم... یا فارس الحجاز.................

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

    مولای من! می‌دانم که می‌خوانی ...

    صدای پا و قدمهای توست می‌دانم       بیا نگار من که پریشانیم ز توست می‌دانم

     


    توضیح واضحات


    1- می‌دونم!! هنوز نتونستم از شرمندگی خیلیهاتون در بیام! هنوز عادت نكردین؟!!!!!!!

    2- هفته پیش نبودم. عذر تقصیر! یك مسافرت كوتاه 4 روزه پیش اومد كه امكان دسترسی به نت هم نداشتم. عكسهاش رو هم می‌زارم سر فرصت ببینید یا این كه آدرسش رو بهتون خواهم داد!

    3- احتمالا به خاطر یه كار شخصی فشرده یه سه هفته‌ایی خدمت نرسم. اینو گفتم كه اگه نبودم نگران نباشید.

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقای پروانه مهاجر، آقای قرینه بزرگوار٬ منتظر خوبم، آشنای ‌غریب مهربان، خانم فاطیما٬ آقای کاظمی، آقا مرتضی٬ آقا سامی، زهرا خانم٬ آقای حضور بزرگوار٬ آقای خانگل‌زاده گرامی، آقای شمس بزرگوار، رعنای عزیزم، برادر کوچکتر گرامی، ورودی 84 مهربانم، آقا آرش٬ عبدعاصی عزیز٬ ماری خوبم و آقا علیرضا. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 16:52  توسط آمون  |