هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
سلام محبوبم!
شما را ميگفت آقا! يادتان هست؟ ميگفت كه طلوع ميكند آن آفتاب پنهاني. منتظر بود.
پلك دلش كه ميپريد ميگفت نشان آمدن ميهمانيست سبزتر از هزار بهار. شما را ميگفت آقا!
ميگفت شماييد بهانه آن ابرها كه ميگريند. ميگفت اي كاش بياييد و صاف شود اين هواي باراني....
....
به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...
مولای من! میدانم که میخوانی ...
صدای پا و قدمهای توست میدانم بیا نگار من که پریشانیم ز توست میدانم
توضيح واضحات
1 - خدا رحمتش كنه. پست امروز نگاهي بود به يكي از سرودههاي مرحوم قيصر امينپور.
2 - براي مطالعه اصل شعر به وبلاگ گروهي روزهاي عاشقي مراجعه بفرماييد. (لينك مطلب)
3 - چقدر زود دير ميشود ... دوست داشتید اينجا هم سر بزنيد. تصويري از حاشيه تشيع اين شاعر فقيد.
هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
سلام نازنینم!
باز هم یه جمعه دیگه. باز هم یه غروب دلگیر دیگه. عجیبه كه حتی شیرینترین لحظات زندگی آدم تو این غروب دلگیر كم میآره. عجیبه. و من كه واژههام ته كشیدن، پناه بردم به سكوت... و انتظاری بی حرف... شاید زمانی این شمارش معكوش به صفر برسه. كی؟ نمیدونم. میگن كی كار شیطونه. پس هر وقت كه خدا بخواد.
....
به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...
مولای من! میدانم که میخوانی ...
صدای پا و قدمهای توست میدانم بیا نگار من که پریشانیم ز توست میدانم
من لم یشکر المخلوق ...
با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقای پروانه مهاجر، برادر خوبم آقا سید محسن گرامی٬ منتظر مهربانم، آقای قرینه بزرگوار٬ آقا سامی گرامی٬ یه منتظر دیگه، آقای سرگردان، ورودی 84 عزیزم، آشنای غریب خوبم، عاشق خدا و سرباز. از لطف همگی ممنونم.