تبليغاتX
هفت شهر عشق

    follow me on Twitter




    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام آقا!

    بد تنبیهی می‌كنید آقا ... بد ...! ما كه معامله كردیم یادتان هست؟ دیگر چرا ...؟

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...


    توضیح واضحات


    1 – نوشتم معامله اما خواهشا بر منبر وعظ نروید كه آی معامله چنان است و ...!

    2- ندارد.

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:57  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام نازنينم!

    مدتي است باز خزيده‌ام به كنج دنج سكوت! حرفم نمي‌آيد. دستم به احترام قلم پا نمي‌شود...!!

    پـاي پيـاده مــي‌رود قـــافـله نــگاه من

    تا برسد به‌چشم تو اي‌مه شامگاه‌من

    هـزار حرف گفتني دارم و دم نمي‌زنم

    كاش خودت بـخواني از پنجره نگاه من

    كاش خودت بخواني ...

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...


    توضیح واضحات


    1 – تصميم گرفتم يه سري تغييرات بدم! گام اول حذف بخش تشكره. اين كار من به اين معني نيست كه خداي نكرده قدردان زحمات شما عزيزان نيستم. صرفا چون اين بخش بيشترين زمان رو براي تنظيم پست ازم مي‌گيريه و گاهي اوقات باعث مي‌شه به خاطر كمبود وقت از خير ارسال پست بگذرم به همين خاطر با اجازه شما اين بخش من بعد نخواهد بود. اما همچنان من از همه دوستاني كه زحمت مي‌كشند و كامنت مي‌زارن و يا حتي بدون گذاشتن ردپايي از اينجا بازديد مي‌كنند متشكرم.

    2- باقيش رو بعدا بهتون مي‌گم!

    + نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 20:54  توسط آمون  | 


     


    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام آقاي مهربانم!

    امسال هم گذشت. مي‌ماند سال بعد و سالهاي بعد. كه رجبي بيايد و ندايي و .... و عاشورا...

    مثل شب و روز است مثل سياه و سپيد. تفاوت انتظار را مي‌گويم. انتظار ما و انتظار شما براي آمدنتان. انتظار ما كه انتظار نيست! ادا ست! اداي منتظران را در مياوريم. كه اگر منتظر بوديم اين حال و روز ما نبود .... اما انتظار شما... عجب صبري داريد... اما مولاي من مي‌دانيد كه صبر كار من نيست. هر چند هر بار كه اين حرف را زده‌ام مدت انتظارم بيش از معمول شده!! و مي‌دانم كه هيچ كار خدا بي حكمت نيست. اما... اما خسته‌ام ديگر ...

    ....

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...


    توضیح واضحات


    1 – از مراسم عزاداري عاشوراي امسال يه چند تايي عكس گرفتم. اما براي اين كه بتونم تو مسابقه عكس محرم شركت كنم مجبور شدم يه فوتو بلاگ بزنم به اين آدرس! اگه دوست داشتيد خوشحال مي‌شم اونجا هم ببينمتون.

    2 – تو همون فوتو بلاگ وقتي داشتم يكي از پستها رو مرتب مي‌كردم، يه عكاس خارجي اومده و داغ داغ كامنت گذاشته. برام خيلي عجيب بود علي رغم اين كه اون موقع عنوان پست رو فارسي نوشته بودم اما اظهار نظرش برام جالب بود. صرف نظر از متن كامنتي كه گذاشته، از يكي از تصاوير هم خوشش اومده بود كه پيشنهاد مي‌كنم به اين پست هم سر بزنيد هم عكس رو ببينيد هم نظر ايشون رو بخونيد.

     


    من لم یشکر المخلوق ...


    با سپاس و تشكر از دوستان و همراهان عزیزم: بهار نازنینم٬ برادر خوب و مهربانم آقای پروانه مهاجر، رعنای مهربانم، ورودی 84 عزيزم، آقا سامان و بارقه. از لطف همگی ممنونم.

     

    + نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 18:46  توسط آمون  |