هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
سلام مولای عادل!
اپیزود اول:
میخواستم برم خرید. سر كوچه منتظر تاكسی بودم. بعد از مدتی انتظار یه ون سبز اومد و سوار شدم. اولین چهار راه پشت چراغ قرمز (سر مرزداران) صدای دایره زنگی میاومد و یكی كه میخوند: ارباب خود ساملی علیكم.... چشم گردوندم. لابهلای این حجم انبوه آهن و فولاد پسر جوون 16 – 17 سالهایی كه لباس قرمز مضحكی پوشده بود با دو پسر بچه كوچكتر حدود 10 ساله با صورتهای كه با ذغال سیاه كرده بودند و با هر ضرب این جوون ریتم میگرفتند و بالا پایین میپریدند دیده میشد! جلوی هر ماشین میایستادند و حركات موزون مضحكی از خودشون در میكردند!! همه این هیجانات و بپربپرها برا این بود كه راننده یا مسافری دست بكنه تو جیبش و این شبای عید یه 50 تومنی كف دست این طفلان معصوم بزاره... ارباب خودم بز بز قندی، ارباب خودم چرا نمیخندی! راستی چرا هیچ كس به حركات اینها نمیخندید؟؟ شاید همه مثل من داشتند آهنگ دلقك آقای اصفهانی رو زمزمه میكردند....
اپیزود دوم:
(منبع خبرگزاری رسا)
اپیزود سوم:
آیییییییییی اونایی كه پا گذاشتید رو شونههای مردم و ازشون بالا رفتید....
حواستون هست؟؟؟ مسؤل هستید و البته مدیون. خوبه به فكر این هم باشید كه دینتون رو باید به ملت بپردازید. مراقب باشید. نزدیكه روزی كه باید جواب پس بدید. خیلی نزدیك ...
آقای عادلم! تو این آخرین جمعه سال از ته قلبم برا اومدنتون دعا میكنم.
به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...
توضیح واضحات
1 – شعر دلقك:
به زمین خوردن دلقک، یا در آوردن شکلک
واسه اینه که تو بخندی، مثل رسم شاه و تلخک
کفشای لنگه به لنگه، میپوشه که هی بلنگه
پای راستش میده جفت پا، تا پای چپش بلنگه
واسه نونه واسه نونه، تا به كارش تو بخندی
که اگه اینو بدونی، تو به دلقک نمی خندی
کفشای لنگه به لنگه، می پوشه که هی بلنگه
مى دونه كه هر چی سنگه، همه پیش پای لنگه
پشت این چهره خندون، اون همیشه غصه داره
این همه شکلک و بازی، واسه نونه در میاره
2 – پست بعد در اولین جمعه سال جدید خواهد بود. امیدوارم سال جدید برای همه شما دوستان خوبم سالی پر از شادی و موفقیت و بركت باشه. تو دعاهای سر سفره هفت سین یادتون نره در حق هم دعا كنیم.