هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
سلام مولاي مهربانم
بيحرفيم را به حساب بيادبي يا كم شدن محبتم مگذاريم. شايد، شايد نه حتما، اين از كم سعادتي من است كه نميتوانم برايتان بنويسم. دستم به احترام قلم پا نميشود!
اما اين به آن معنا نيست كه حرفي برايتان ندارم. حرفهايم زياد اما واژهها كوچكند. نيازم را از عمق نگاهم بخوانيد.
اين روزها دست به دامن مادرتان هم شدم!!! نميدانم اما احساس كردم دواي اين درد پيش مادرتان است. شايد چون خجالت ميكشيدم از شما بخواهم. ياد ايام گذراندان بحران پايان نامه افتادم. لب كه باز ميكردم، مادر كريمانه ميبخشيدند. اين بار هم نااميدم نكردند. مثل دفعات قبل... اما انگار ... بگذريم!
برادر بزرگوارم جناب آقاي خانگل زاده از من خواسته تا براي يكي از يارانتان نامه بنويسم. براي عيسي بن مريم. درخواست سختي بود از من كه سوادي ندارم....
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً «33»
ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ «34»
از: بنده گناهكار اما اميدوار خداوند
به: پسر يكي از پاكترين زنان عالم، پيامبر صلح و دوستي، عيسي مسيح
سلام و درود خداوند بر شما پيامبر پاك خدا.
آمده بودم درد دل كنم اما، نميخواهم از شما گلايه كنم به خاطر داشتن امتي كه علي رغم داشتن پيامبر صلح جو، خود در پي آتش افروزي هستند. چرا كه خود ما نيز ياران و امتي مناسب شان سيد و اشرف مخلوقات خاتم انبياء نبوديم و نيستيم. اكنون آمدم بگويم شما نيز مانند مولايمان در ميان امت خود غريب و تنهايي...
ولى [بعد از او] گروههايى از ميان پيروانش اختلاف كردند؛ واى به حال كافران از مشاهده روز بزرگ [رستاخيز]! «37» در آن روز كه نزد ما ميآيند، چه گوشهاى شنوا و چه چشمهاى بينايى پيدا ميكنند! ولى اين ستمگران امروز در گمراهى آشكارند «38»
گفتنيها را خداوند در كتب مقدس درباره حقانيت رسولان خود بيان فرموده است. اميدوارم با ظهور مولايمان همانند گذشته، پيروان اديان مختلف در كنار هم و در صلح و دوستي زندگي كنند.
آمين.
33، 34، 37، 38: سوره مريم
به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...
توضیح واضحات
1- هر چند با تاخير اما سال نو رو به همه شما دوستان عزيزم تبريك ميگم.
2- اين نامه به مناسبت اعتراض به توهين مجدد به پيامبرمان نوشته شده است. از كليه دوستان دعوت مي كنم در صورت تمايل نامهايي بنويسند. نامه نگاريها از اينجا شروع شد.
3- ببخشيد كه دير شد! حس نوشتن نبود به خودم مرخصي دادم!
4- پنجره باران از احسان خواجه اميري