تبليغاتX
هفت شهر عشق - جزر و مد

    follow me on Twitter




    هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

    اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    و احشرنا معهم و العن اعداهم

    سلام آقای من!

    خیلی وقت بود برایتان چیزی ننوشته بودم... تحفه را می‌پذیرید؟؟؟

    زخاك پای تو ای دوست سرمه خواهم ساخت

               اگر زروی عنایت شبی كنی مهمان

                       ز بهر این دل طوفانی خجل گشته

                              شود كه گوشه چشمی به ما كنی ای جان؟؟؟

    آمون - 27/3/87

    به ابی انت و امی و نفسی و مالی ...

     


    توضیح واضحات


    1- جای شما خالی عصر به اتفاق دو خانواده (خودمون و دخترخاله مامان!) رفتیم پارك گفتگو. بماند كه حالم خوب نبود اما یه حس عجیب غریبی می‌گفت جناب عزارئیل دنبالمه! این فكر زمانی پر رنگتر شد كه یه آقایی هر جا ما رفتیم ایشون هم حضور داشتند...! هنوز زنده‌ام! اما نترسیدم. اتفاقا آماده‌تر از قبل بودم. دلیل نترسیدنم برا خودم قابل قبوله اما اگه به شماها بگم می‌گید كفر نگو رویا! پس نمی‌گم!! آهان اصلا اینو گفتم كه بگم اگه ندیدین حلال كنید!!

    2- جدیدا این وزارت فخیمه ارشاد بد رو اعصابمه‌ها! گفته باشم! دلیلش رو شاید بعدا بگم.

    3- آقای جوان گرامی! برادر! گیر نده! حتما حرف زدنم نمیاد كه چیزی دفعه قبل ننوشتم!!

    4- حالم خوبه اما اعصاب ندارم.

    5- می‌خواستم بگم شاید یه بخش به این وبلاگ اضافه كنم به عنوان روز نوشته اما خجالت كشیدم! با خودم گفتم الان می‌گید بچه پر رو اول پستهای واجبت رو به روز كن بعد برو سراغ مستحبات!

    6- می‌دونم الان می‌گید این ادبیات نوشتاری تو نیست! تو را چه می‌شود! این چه وضع حرف زدنه! اما باور كنید طبق بند 4 واقعا ...!!

     

    + نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 21:58  توسط آمون  |